![]() |
![]() |
|
| تفسير موضوعی قرآن کریم از زبان مقام معظم رهبري حضرت آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ای |
|
بسم الله الرحمن الرحیم
الحَجُّ اَشهُرٌ مَعلوماتٌ فَمَن فَرَضَ فیهِنَّ الحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسوقَ وَ لا جِدالَ فی الحَجِّ وَ ما تَفعَلوا مِن خَیرٍ یعلَمهُ اللهُ وَ تَزَوَّدوا فَاِنَّ خَیرَ الزّادِ التَّقوی وَاتَّقونِ یاُولِی الالبابِ (بقره/197)
«حج ابراهيمي و محمدي بيگمان يکي از بزرگترين مقدمات و ارکان اين دو هدف بزرگ [توحيد و نفي شرک، تشکيل امت واحده] است. بدين جهت در اين عرصه عظيم، در همان حال که ذکر خدا: «فَاذکُرُوا اللهَ کَذِکرِکُم ءاباءَکُم اَو اَشَدَّ ذِکرًا[۱]» و اعلام برائت از مشرکان: «وَ اَذانٌ مِنَ اللهِ وَ رَسولِه اِلَي النّاسِ يَومَ الحَجِّ الاکبَرِ اَنَّ اللهَ بَريءٌ مِنَ المُشرِکينَ وَ رَسولُه[۲]» رکن حج محسوب ميشود، حساسيت در برابر هر حرکتي که ميان برادران ـ يعني اجزاي اين امت واحده ـ جدايي و دشمني بيافريند، نيز در حد اعلاست، تا آن جا که حتي بگومگوي دو برادر مسلمان نيز که در زندگي عادي چندان مهم نمينمايد، در حج ممنوع و حرام است، «فَلا رَفَثَ وَ لا فُسوقَ وَ لا جِدالَ فيِ الحَجِّ» آري، همان صحنه که در آن برائت از مشرکان ـ يعني دشمنان بنياني امت واحده توحيدي ـ لازم ميشود، جدال با برادران مسلمان ـ يعني اجزاي بنياني امت واحده توحيدي ـ ممنوع و حرام ميگردد، و بدين گونه پيام وحدت و جماعت در حج، صراحت بيشتري مييابد.»[۳] [۱]. بقره: 200. [۳]. پيام به حجاج بيت الله الحرام: 26/3/1370. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 30 آذر1386ساعت 11:12 توسط حميد مروجي طبسي |
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم وَ اَذانٌ مِنَ اللهِ وَ رَسولِه اِلَی النّاسِ یومَ الحَجِّ الاکبَرِ اَنَّ اللهَ بَریءٌ مِنَ المُشرِکینَ وَ رَسولُه فَاِن تُبتُم فَهُوَخَیرٌ لَکُم وَ اِن تَوَلَّیتُم فَاعلَموا اَنَّکُم غَیرُ مُعجِزِی اللهِ وَ بَشِّرِ الَّذینَ کَفَروا بِعَذابٍ اَلیمٍ (توبه
«شرك همواره به يك گونه نيست، و بت هميشه به شكل هياكل چوب و سنگ و فلز ظاهر نميشود. خانه خدا و حج بايد در همه زمانها شرك را در لباس خاص آن زمان، و بت شريك خدا را با جلوه مخصوص آن بشناساند و نفي و طرد كند. امروز البته از لات و منات و عزّي خبري نيست، اما به جاي آن و خطرناكتر از آن، بتهاي زر و زور استكبار و نظامهاي جاهلي و استكباري است كه همه فضاي زندگي مسلمين را در كشورهاي اسلامي فرا گرفته است. بتي كه بسياري از مردم جهان و از جمله بسياري از مسلمين، امروز به جبر و تحميل، به عبادت و اطاعت از آن وادار ميشوند، بت قدرت آمريكا است كه همه شئون فرهنگي و سياسي و اقتصادي مسلمين را در قبضه گرفته و ملتها را خواه و ناخواه در جهت منافع و اغراض خود كه نقطه مقابل مصالح مسلمين است حركت ميدهد. عبادت، همين اطاعت بي چون و چراست كه امروز در برابر خواست استكبار و در رأس آن آمريكا، بر ملتها تحميل ميشود و آنان با شيوههاي گوناگون، به سمت آن سوق داده ميشوند. فرهنگ فساد و فحشا كه به وسيله دستهاي استعماري در ميان ملتها ترويج ميشود، فرهنگ مصرفزدگي كه روز به روز زندگي ملتهاي ما را بيشتر در لجنزار خود پيام به حجاج بيت الله الحرام: 26/3/1370. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 10:16 توسط حميد مروجي طبسي |
|
|
وَ اَذِّن فِی النّاسِ بِالحَجِّ یأتوکَ رِجالا وَ عَلی کُلِّ ضامِرٍ یأتینَ مِن کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ (حج / 27)
«پيام برائت، يك حركت بزرگ اسلامي است. شركت در پيام برائت و در اعلام برائت، يك واجب قطعي و عيني است. هيچ كس نبايد از حضور در اين حركت عظيم انساني اسلامي ـ الهي و سياسي، سر باز بزند. اين، روح و معناي حج است. آن جنبه جهاني حج، آن چيزي كه مربوط به سرنوشت امت اسلام است، اين است. حج براي اين است. اينكه گفتند در يك روز معين و در روزهاي معين «فی اَيامٍ مَعلوماتٍ[۱]» در ساعات معين و حتي در جايي معين در يك نقطه محدود، از تمام اقصي نقاط عالم جمع بشوند، براي چنين چيزي است. و الا ميگفتند در ايام حج، هر كس در خانه و شهر خود، اجتماعي برقرار كند: ايرانيها در ايران، عراقيها در عراق، حجازيها در حجاز، هنديها در هند، چينيها در چين، اروپاييها در اروپا. چرا گفتند همه راه بيفتند؟ «يَأتوک رِجالا وَ عَلي کلِّ ضامِرٍ يَأتينَ مِن کلِّ فَجٍّ عَميقٍ»، چرا «لِيَشهَدوا مَنافِعَ لَهُم[۲]»؟ آن منفعت، اين است. «مَنافِعَ لَهُم» براي همهشان، براي مجموعشان و براي امت اسلام. حج براي اين است.»[۳]
ذلِکَ وَ مَن یعَظِّم حُرُماتِ اللهِ فَهُوَخَیرٌ لَه عِندَ رَبِّه وَ اُحِلَّت لَکُمُ الانعامُ اِلا ما یتلی عَلَیکُم فَاجتَنِبُوا الرِّجسَ مِنَ الاوثانِ وَ اجتَنِبوا قَولَ الزّورِ (حج / 30)
«در خلال آيات حج، قرآن همه را به برائت از بتهاي مشرکين فرا ميخواند «فَاجتَنِبُوا الرِّجسَ مِنَ الاوثانِ». اين بتها ممکن است يک روز همان بتهاي آويخته بر کعبه باشد، اما بيشک امروز و هميشه، همان قدرتهايي است که حاکميت بر نظام زندگي آدمي را به ناحق در دست گرفتهاند و امروز واضحتر از همه قدرت استکبار و قدرت شيطاني آمريكا و قدرت فرهنگ غرب و فساد و ابتذالي است که بر کشورها و ملتهاي مسلمان تحميل ميکنند. البته عالِمنمايان وابسته و مزدور حکومتهاي پوشالي اصرار خواهند کرد که خير، بتها همان منات و لات و هبلاند. همانها که در روز فتح مکه زير پاي سپاهيان پيروزمند پيامبر بزرگ خرد و نابود شدند! مقصود اين آخوندالسّطنهها آن است که حج را به زعم خود از هرگونه مضمون سياسي، تهي سازند! غافل از آنکه همين اجتماع ميليوني مسلمانان از هر گوشه جهان، در يک نقطه، در يک زمان، خود داراي بزرگترين مضمون سياسي است.»[۴]
[۱]. حج: 28. [۲]. حج: 28. [۳]. در ديدار اعضاي برگزاركننده كنگره حج: 16/2/1371. [۴]. پيام به حجاج بيتالله الحرام: 25/2/1373. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 آذر1386ساعت 17:19 توسط حميد مروجي طبسي |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم
فَاِذا قَضَیتُم مَناسِکَکُم فَاذکُرُوا اللهَ کَذِکرِکُم ءاباءَکُم اَو اَشَدَّ ذِکرًا فَمِنَ النّاسِ مَن یقولُ رَبَّنا ءاتِنا فی الدُّنیا وَ ما لَه فِی الأخِرَةِ مِن خَلاقٍ (بقره / 200)
«قال الله تعالى: «فَاِذا قَضَيتُم مَناسِکَکُم فَاذکُرُوا اللهَ کَذِکرِکُم ءاباءَکُم اَو اَشَدَّ ذِکرًا» چون مناسک خود را به پایان بردید، خدا را چنان یاد کنید که پدران و برترین عزیزان خود را یاد میکنید، بل از آن نیز بیشتر. ... معنویت حجّ، همین در ذکر الله است که چون روح در یکایک اعمال حجّ گنجانیده شده است. این سرچشمه مبارک باید پس از دوران حجّ نیز همچنان بجوشد و این دستاورد، ادامه یابد. ... تضمینکننده همه هدفهاى بزرگ امّت اسلامى، توکل به خداوند و اعتماد به وعده حتمى قرآن و تحکیم اتّحاد اسلامى است، و فریضه حج با مایه غنى و کارساز «ذکر الله» و با اجتماع متراکم و عظیم مسلمانان در مناسک آن، میتواند نقطه آغاز و سکوى پرش این نهضت فراگیر باشد و برائت در قول و عمل از سردمداران کفر و استکبار در این فریضه، الگوى عمل و نخستین گام در این راه گردد.» [پيام به مناسبت کنگره عظيم حج: 19/10/1384]
... ذلِکُم خَیرٌ لَکُم اِن کُنتُم تَعلَمونَ (توبه / 41)
«از جمله غفلتهاي احتمالي در حج، يکي اين است که کساني به جاي شرکت در نمازهاي جماعت، به جاي طواف مستحبي، به جاي حضور در فضاي معطر مسجدالحرام يا مسجدالنبي که از دوران افتخار اسلام و دوران وحي و بعثت، اين همه خاطرات در اين دو محل وجود دارد، سراغ زرق و برقهاي بيارزش و پوچ و بازارها و مغازهها بروند، براي اينکه جيب دولتهاي بيگانه لاابالي نسبت به منافع مسلمين را پُر کنند؛ جيب کارگر و سرمايهدارِ آنها را با پول ايراني و با ثروت مليشان پُر کنند. ... «ذلِکُم خَيرٌ لَکُم اِن کُنتُم تَعلَمونَ» اين بهتر و مفيدتر و مهمتر است که انسان به نماز، به عبادت، به ذکر، به توجه و به حضور در جماعات بپردازد؛ اينها دستاورد واقعي حج است؛ سوغات، اينهاست. سوغات، معنويتي است که شما در خودتان ذخيره ميکنيد و ميآوريد؛ اخلاق و روحياتي است که با خودتان ميآوريد. ما ديدهايم کساني را که وقتي از حج برميگردند، چهره و رفتار و کلام و ظاهر و باطن آنها انسان را موعظه ميکند و تحت تأثير قرار ميدهد؛ اين خوب است؛ اين سوغات واقعي است.» ]در ديدار کارگزاران مراسم حج: 30/9/[1383
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 26 آذر1386ساعت 17:47 توسط حميد مروجي طبسي |
|
|
سوره حج - آیات ۲۸ بسم الله الرحمن الرحیم لِیشهَدوا مَنافِعَ لَهُم وَ یذکُرُوا اسمَ اللهِ فی اَیامٍ مَعلوماتٍ عَلی ما رَزَقَهُم مِن بَهیمَةِ الانعامِ فَکُلوا مِنها وَ اَطعِمُوا البائِسَ الفَقیرَ
«اگر چه رازها و رمزهاي حج بيش از آن است که در گفتاري بتوان آن را گزارش کرد ولي در آن ميان، هر چشم رازشناسي، سه ويژگي برجسته را در نگاه اوّل، در آن باز ميشناسد: نخست آنکه حج، يگانه فريضهاي است که خداوند براي اداي آن همه آحاد مسلمين هر آن کس از آنان را، که داراي استطاعت[1] باشد از سراسر عالم و از خلوت خانهها و عبادتگاهها، به يک نقطه فراميخواند و در ايّام معلومات، در گونهگون تلاش و حرکت و سکون و قيام و قعود، آنان را به يکديگر پيوند ميزند: «ثُمَّ اَفيضوا مِن حَيثُ اَفاضَ النّاسُ وَ استَغفِرُوا اللهَ اِنَّ اللهَ غَفورٌ رَحيمٌ[2]». دوم آنکه در همين کار دستهجمعي و علني، برترين منزل مقصود را ذکر خدا، يعني کاري قلبي و نفساني، معرفي ميکند: «وَ يَذکرُوا اسمَ اللهِ في اَيّامٍ مَعلوماتٍ عَلي ما رَزَقَهُم مِن بَهيمَةِ الانعامِ». سوّم آنکه در صفحه روشن و همهکسشناس آن، تصويري از نماي کلّي زندگي انسان موحّد را عرضه ميکند و در عملي رمزي، به مسلمان درس زندگي هدفدار و جهتدار ميدهد.»[3] «گرفتهشدن حج به اين نيست كه از مسلمانان، كسي به حج نرود، بل به اين است كه مسلمانان از منافع بيشمار آن محروم بمانند؛ و زياد شدن آن به اين نيست كه هر سال گروههاي بيشتري حج كنند، بل به اين است كه از منافع آن بهرهمند شوند كه «لِيَشهَدوا مَنافِعَ لَهُم». خوب است به درستي بينديشيم آيا جهان اسلام توانسته است از منافع حج برخوردار شود؟ و اساساً اين منافع چيست؟ حج درست، ميتواند تحولي دروني در يكايك مسلمين پديد آورد و روح توحيد و ارتباط با خدا و اعتماد به او و ردّ همه بتهاي درون و برون وجود آدمي، كه همان هواها و هوسهاي پستكننده و قدرتهاي اسيركننده آدمياند، و نيز احساس قدرت و اعتماد به نفس و رستگاري و فداكاري را در آنان پديد آورد و چنين تحولي است كه از هر انساني، موجودي شكستناشناس و تهديد و تطميعناپذير ميسازد. حج درست هم ميتواند از اعضاي جداافتاده امت اسلامي، پيكرهاي واحد و كارآمد و نيرومند بسازد، آنان را با هم آشنا، و از حرفها و دردها و پيشرفتها و نيازهاي يكديگر آگاهشان كند، و تجربههاي آنان را متبادل سازد. اگر حج با توجه به اين هدفها و نتايج برنامهريزي ميشد و در اين برنامهريزي، دولتها و علما و صاحبنظران و روشنفكران جهان اسلام همكاري ميكردند، ثمرات گرانبهايي نصيب امت اسلامي ميشد كه با هيچ دستاورد ديگري در دنياي اسلام قابل مقايسه نبود.» [4] |
|
+ نوشته شده در
شنبه 24 آذر1386ساعت 18:55 توسط حميد مروجي طبسي |
|
|
سوره حج - آیات ۲۷ و ۲۸ بسم الله الرحمن الرحیم وَ اَذِّن فِی النّاسِ بِالحَجِّ یأتوکَ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضامِرٍ یأتینَ مِن کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ (27) لِیشهَدوا مَنافِعَ لَهُم وَ یذکُرُوا اسمَ اللهِ فی اَیامٍ مَعلوماتٍ عَلی ما رَزَقَهُم مِن بَهیمَةِ الانعامِ فَکُلوا مِنها وَ اَطعِمُوا البائِسَ الفَقیرَ (28)
«حج، يك فرصت بسيار خوب است كه انسان بتواند از دنيا و زخارف دنيا و وابستگيها و طبقهبنديها و خطكشيها و همه آن چيزهايي كه او را از معنا دور ميكند و به ماديت و خودپرستي نزديك ميكند، جدا شود، دور بشود، و به خدا نزديك شود. اين، يك فرصت است. نه اينكه همه، اين كار را ميكنند. نه اينكه همه، اين توفيق را براي خودشان فراهم ميكنند يا از آن استفاده ميكنند. ولي بايد سعي بكنيم. اين، اصل قضيه است كه «وَ يَذکرُوا اسمَ اللهِ في اَيّامٍ مَعلوماتٍ» اسم و ياد خدا را همواره بايد در نظر داشته باشيم. از شروع حركت از وطن تا رسيدن به خانه خدا، تا شروع مناسك، تا اثناي آن روزهاي حساس.»[۱]
«حج، يك مركز اجتماع است. خداي متعال ميتوانست براي زيارت خانه خودش، دوره سال را بگذارد. اگر فقط رفتن و دور خانه طواف كردن و حال و توجه پيدا كردن بود، چه لزومي داشت كه همه مردم دنيا موظف باشند در يك روز، در يك مقطع زماني، در روزهاي مشخصي، آنجا را زيارت كنند؟ ميگفتند كه «وَ اَذِّن فِي النّاسِ بِالحَجِّ» كه در دوره سال بيايند. هركس هر وقت ميتواند، بيايد، حج كند، اين را نگفتند. حج را «اَيامٍ مَعلوماتٍ» قرار دادند، زمان مشخص قرار دادند. در داخل حج، اجتماعات يك روزه، يك شبه، دو ـ سه روزه قرار دادند، خواستند همه، همزمان در آنجا جمع شوند. اين، براي چيست؟ براي اين است كه «لِيَشهَدوا مَنافِعَ لَهُم» پس، اين منافعي كه مسلمانها در دوران حج بايد شاهد باشند و آن را ببينند، منافعي است كه با حيثيت تجمع مردم و اين حالت اجتماع ارتباط پيدا ميكند. اگر اجتماعي تشكيل شود كه در آن ارتباطي نباشد، هزارها تن بيايند بيارتباط با هم، بيتماس باهم و بدون خبرگيري از هم، بدون كمك معنوي به هم، بدون همفكري، مقصود حاصل نشده است. چه معني دارد كه عدهاي را يك جا جمع كنند، درحالي كه از آن جمع شدن، هيچ فايدهاي براي آنها متصور نيست؟ چرا نگفتند دوره سال را بياييد؟ لابد ميخواستهاند كه مسلمانها در اين وقت معين در اينجا اجتماع كنند، مجتمع شوند، تا از اين اجتماعشان، فايدهاي ببرند، چه فايدهاي از اين اجتماع ميشود برد، دهها فايده. مگر ميشود اينها را سر دستي را شمرد؟ اگر به عمق مسئله پي ببريد، دهها فايده بزرگ دارد، كه همه، براي دنياي اسلام لازم و حياتي است. اگر زماني لازم باشد از اجتماع حج استفادهاي بشود كه دنياي اسلام به تمام معنا نيازمند آن باشد، آن زمان، حالاست. هيچ وقت مسلمانها مثل امروز احتياج به اجتماع كردن و تماس گرفتن با همديگر و ارتباط پيدا كردن با هم، نداشتهاند.»[۲]
[۲]. در ديدار با كارگزاران حج: 8/2/1372. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 آذر1386ساعت 16:50 توسط حميد مروجي طبسي |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم
دوستان عزيز، سلام قصد دارم تا در اين وبلاگ، برخي تفاسير مقام معظم رهبري را كه از قرآن كريم بيان فرمودهاند، منتشر سازم. بدين منظور تمام سخنرانيهاي آقا را در طول سالهاي رهبري ايشان تا تاريخ ۱۴/۳/۸۵ بررسي كردهام كه به مرور، در اين وبلاگ منتشر ميشود. از خوانندگان محترم تقاضا دارم تا در صورتي كه سخنراني از مقام معظم رهبري در اختيار دارند كه در اختيار عموم نيست، براي بنده ارسال كنند تا در اين وبلاگ بارگذاري شود. ضمنا اگر سخني از آقا در طول سالهاي رياست جمهوري و حتي پيش از آن در اختيار داريد، اگر آن را نيز ارسال كنيد،حتما خوشحال ميشوم و استقبال ميكنم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 17:10 توسط حميد مروجي طبسي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
يكي از مناهج تفسيري قرآن كريم، تفسير سياسي ـ اجتماعي است.
منهج تفسيري سياسي ـ اجتماعي از شاخههاي تفسير اجتهادي است که به انديشههاي سياسي و حکومتي اسلام توجه دارد و از اين ديدگاه به آيات قرآن کريم مينگرد و به اين وسيله به ارشاد و هدايت امت اسلامي ميپردازد. اهميت اين روش تفسيري آن است که نتايج حاصل از اين نگاه، ما را به روشهاي حکومتداري، روش برخورد با جامعه تحت حکومت، روش برخورد با همسايگان و ديگر جوامع اسلامي و غير اسلامي و نوع تعاملات اجتماعي و روابط فرد با خود، جامعه و خداي خود رهنمون ميشود. مفسران اين روش معتقدند که در سايه تحولات جديد و به وجود آمدن مشکلات اجتماعي، بهترين راه حل مراجعه به تفسير قرآن است. ميبايد تفسير آيات را نه با ديدگاه کلامي، فلسفي و ادبي که با نگرش اجتماعي تحليل و مورد مطالعه و تفسير جدي قرار داد. از آنجا که بهترين مفسران قرآن کريم از نگاه سياسي ـ اجتماعي، زمامداران مسلمان و معتقد به احکام و چهارچوبهاي اسلام هستند، و در جامعه کنوني ما «ولي فقيه» اين مسئوليت را عهدهدار است، در اين وبلاگ به ارايه قسمتهايي از فرمايشات حضرت آيت الله العظمي سيد علي حسینی خامنهاي، رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران پرداختهايم. نوشتههاي اين وبلاگ، در واقع قسمتهايي از پاياننامه خودم (حميد مروجي طبسي) در مقطع كارشناسي بوده است كه سعي بر اين است تا ان شاء الله به صورت كاملتر و جامعتر (از نظر محدوده زمانيَ) در اين وبلاگ قرار گيرد. |
|
RSS
|