ما در نظام جمهوري اسلامي اهداف و مباني و ارزشهايمان الهي است، ليکن ابزارها و روشها و انسانهايمان، مادي و بشرياند و آن اهداف الهي را هم صديقين، انبياء، معصومين و ملائکه نميخواهند در جامعه ما عمل کنند، بلکه همين انسانها و آدمهاي معمولي ـ که ملاحظه ميکنيد ـ ميخواهند عمل کنند و آن اهداف والا و عالي را تحقق ببخشند. بنابراين، احتمال خطا و آسيبپذيري در همهجا وجود دارد. البته بهخاطر همين خطاها هم است که آسيبپذيريها بهوجود ميآيد؛ لذا يک وظيفه عمده همه مسئولان در بخشهاي مختلف، اين است که دائماً خود را رصد کنند؛ خطاهاي خودشان را شناسايي کنند و آن خطاها را اصلاح کنند و از خطاهاي گذشته خودشان عبرت بگيرند؛ ما همه به اين کار موظفيم و بايد از اشتباهاتي که کردهايم، يا اشتباهاتي که ديگران کردهاند، عبرت بگيريم و با دقت و پيگيري، اشتباهات و خطاهاي خودمان را پيدا کنيم و آنها را برطرف کنيم.
در اهداف و مباني، ملاک ما بايد «فَاستَقِم کَما اُمِرتَ (هود: 112)» باشد. به هيچ وجه عدول از مباني و عدول از ارزشها جايز نيست؛ اهداف، اهداف الهي است و هيچ ترديد، شک يا ارتدادي از اين اهداف جايز نيست؛ اما در روشها بايستي تکامل، اصلاح، تغيير و رفع خطا، جزو کارهاي دائمي و برنامههاي هميشگي ما باشد؛ ببينيم کدام روش ما، ولو به آن عادت کرده باشيم، غلط است، آن را عوض و اصلاح کنيم. بايد مراقب باشيم که جاي اين تعبيرات عوض نشود؛ يعني ما در زمينه اهداف، ميگوييم استقامت؛ بايد جاي «هدف» را با «روش» اشتباه نکنيم. استقامت در روشها لازم نيست، استقامت در اهداف لازم است. در کار روشها آزمون و خطا جاري است. البته بايد از تجربهها استفاده کنيم که آزمون ما آزمون موفقي باشد و نخواهيم که دائم تجربه کنيم و پشتسر هم اشتباه؛ اما در زمينه اهداف، بايستي قرص و محکم بايستيم و يک قدم پايين نياييم.
در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان رهبري: 31/6/1383