[اي مسئولان نظام] به فرزندانتان برسيد؛ «قوا اَنفُسَکُم وَ اَهليکُم نارًا وَقودُهَا النّاسُ وَ الحِجارَةُ (تحريم: 6)». حق نداريم فرزندان را رها کنيم. سعيتان اين باشد که ايمانشان را حفظ کنيد. کاري نکنيد که ايمان جوانتان، دختر و پسرتان ـ اگر دانشجوست، اگر کاسب است، اگر مشغول کار ديگر است ـ به مباني شما متزلزل شود. گاهي انسان با دست و زبانِ بيمهار و بيرون از کنترل و با عمل غلطِ خودش کاري ميکند که جوانِ خود را از دين و مباني ديني و اعتقادات و اصول دور ميکند؛ او را بياعتقاد ميکند. ما چنين کساني را داشتيم؛ از هر دو طرف هم ممکن است. گاهي با سختگيريهاي بيجا ـ که بنده به سختگيريهاي بيجا اصلاً توصيه نميکنم ـ و گاهي هم با برخورد تند و تلخ و ترش، بعضيها بچهها را زده ميکنند؛ بعضي هم از آن طرف با بيمبالاتيها و لااباليگريها و امکانات بيحساب در اختيار بچهها گذاشتن و از هر غلطِ آنها با اغماض چشمپوشي کردن، بچهها را با دست خود طرد ميکنند؛ در نتيجه بچه فاسد و خراب ميشود. بايد با منطق و برخورد صحيح و مهربانانه با فرزندان برخورد کرد. «قوا اَنفُسَکُم وَ اَهليکُم»؛ جوان و همسرتان را بايد حفظ کنيد؛ اين جزو وظايف شماست. اين، اثر تشديدکننده دارد؛ يعني وقتي در خانوادهاي، جوان يا يک عضو خانواده خداي نکرده نقطه ضعفي پيدا کرد؛ مثل لکه سياهي شد روي دندان، و ميناي دندان در اين نقطه خراب شد، به تدريج روي ذهن مخاطبهاي خودش و پدر و مادرش اثر ميگذارد و همينطور اثرهاي متقابلِ تشديدکننده دارد؛ در نتيجه آن حقيقت و معنويت را از دست ميدهد.
اين آيه شريفه براي من هميشه جالب بوده است: «وَ الَّذينَ ءامَنوا وَ اتَّبَعَتهُم ذُرِّيَّتُهُم بِايمانٍ اَلحَقنا بِهِم ذُرِّيَّتَهُم وَ ما اَلَتنهُم مِن عَمَلِهِم مِن شَيءٍ (طور: 21)»؛ کساني که توانستهاند ايمان ذريه خود را حفظ کنند ـ و لو عمل ذريه، آنچنان برجسته نيست ـ ما در درجات عالي معنوي، ذريه را به آنها ملحق ميکنيم. در روايت دارد: «لتقرّ عيونهم»؛ تا چشمهايشان روشن شود. مؤمن که شما باشيد، اگر توانستيد بچه خود را مؤمن بار بياوريد، خداي متعال کمبودهاي اين بچه را در قيامت، در بهشت و در عرصات دشواري که در برابر شماست، جبران ميکند؛ او را به شما ميرساند تا چشم و دل شما روشن شود. خدا براي يک مؤمن خيلي ارزش قائل است.
در ديدار مسئولان نظام: 6/8/1383